«نواصولگرایی» قالیباف و ناامیدی جوانان خلیفه


 انتخابات! ریاست جمهوری! 
در انتخابات ریاست جمهوری ولایت فقیه، قالیباف به صحنه آمده بود تا در یک کمپین تبلیغاتی نشان دهد که ۴ درصد جامعه برخوردار و ۹۶ درصد محروم از مواهب هستند. [طبقه چهار درصدی و جنگ های تجاوزکارانه] قالیباف در ادامه تکلیفی که خامنه ای برای انتخابات مشخص کرده بود در صحنه حاضر بود و تلاش کرد تا همانگونه که خامنه ای می‌خواهد گفتمان اقتصادی را به موضوع مسلط در انتخابات تبدیل کند؛ [سیلی خامنه ای به روحانی] سود آنها در این بود که می‌توانستند در نقش! اپوزیسیون! ناکارآمدی های اقتصادی ۳۸ ساله نظام قرار بگیرند و دست خود را پاک! کنند و حریف را متهم، و زیان آنها در این بود که به ناچار بخشی از واقعیت خلافت ۳۸ ساله را بر روی دایره می‌ریختند. اما این همه ماجرا نبود.
نزاع جناح خامنه ای
جناح خامنه ای از یک طرف نبرد خود با روحانی را به پیش می‌برد اما از سوی دیگر نزاعی عمیق در جناح خامنه ای در جریان بود. گوشه ای از آن کشمکش ها در جدال هایشان برای معرفی کاندیدا خود را نمایان کرد. در پایان، آن ها به ادعای خودشان به تشکلی فراگیر به نام «جمنا» دست یافتند و قالیباف و رئیسی را به صحنه فرستادند. در میانه راه انتخابات! زمانی که سپاه متوجه شد به خاطر عمق یابی شکاف جامعه و قدرت حاکم استمرار فضای انتخاباتی می‌تواند منجر به خیزش های گسترده شود، قالیباف را وادار به کناره گیری کرد تا به قول خودشان انتخابات دو مرحله ای نشود.
تحول! درونی
پس از پایان آن کارزار درون خلافت، جمهوری اسلامی! برجای ماند با کشمکش باقی مانده بین دو جناح خامنه ای و روحانی از یک طرف، و نزاع در درون جناح خامنه ای. قالیباف که همواره یکی از فرماندهان ارشد سپاه بوده است و در زمانی هم که به ظاهر از لباس زیتونی سپاه خارج شد تا قبای سیاست بر تن کند همواره در مواضع تصمیم ساز و تصمیم گیر قرار داشته است، اکنون می‌خواهد تا رهبری یک تحول درونی در جناح خامنه ای را برعهده بگیرد.
انحصار
قالیباف به روشنی می‌داند که علاوه بر انحصاری که ۴ درصد حاکم در امر قدرت و ثروت کشور برای خود ایجاد کرده اند، انحصار دیگری نیز در درون جناح های حکومتگر وجود دارد؛ نسل قدیم در برابر نسل جدید. نسل قدیمی که از ابتدای تصاحب انقلاب۵۷ با کشتن همه نیروهای مخالف، خلافت اسلامی! را بر ایران حاکم کرد و همه مناصب بالا را در اختیار خود گرفت در برابر نسل جدید بیعت کنندگان با خلیفه که علی رغم برعهده گرفتن نقش های سرکوبگرانه در دانشگاه ها، زندان ها، خیابان ها و حتی کشورهای منطقه، راهی برای عروج به هرم قدرت ندارند. قالیباف در نامه ای که در ۳۱ تیر ۹۶ منتشر می‌کند می‌خواهد این پرچم را در درون نظام و به طور مشخص در جناح خامنه ای برافرازد. او خیال می‌کند شاید به این طریق نظام بتواند راهی رو به آینده بیابد.
چهره هایی نو
قالیباف اعلام می‌کند که «امروز دیگر روشن است که اصول‌گرایی باید با حفظِ مبانی و ارزش‌هایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، در نگرش و شیوه سیاست‌ورزی خود متحوّل شود و با گفتمان و چهره‌هایی نو، حرکت در راستایِ «نو‌اصول‌گرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.»
آتش به اختیار
قالیباف نسل جوانتر خلافت را فرا می‌خواند تا پا پیش بگذارند و منتظر قدیمی ترها نمانند. قالیباف می‌گوید: «این مهم زمانی اتفاق خواهد افتاد که شما امیدوارانه، فعالانه و آتش‌به‌اختیار وارد صحنه شده، منتظرِ اقداماتِ از بالا به پایین در جریانِ اصول‌گرایی نباشید؛ زیرا تحلیلِ رفتارهایِ پس از انتخاباتِ برخی دوستانْ نشان می‌دهدْ تصمیم‌گیری در این مورد در رأسِ جریان همچنان دچارِ اختلال است.» [تسنیم ۳۱ تیر ۹۶]
«جهان آرا»
قالیباف در ادامه پرچمی که برای جنگ در درون جناح خامنه ای برافراشته است، در ۹ مرداد به برنامه «جهان آرا» در تلویزیون افق می‌رود. قالیباف همواره یک پاسدار بوده است و اکنون در برنامه متعلق به اطلاعات سپاه می‌خواهد ادامه پروژه اش را دنبال کند.
ناامیدی
قالیباف در این برنامه حاضر شده است تا به تبیین نامه اش بپردازد و مفهوم «نواصولگرایی» را بشکافد. او خود را صدای جوان هایی می‌داند که به خوبی شنیده نمی‌شوند و او خواسته است تا با نامه خود صدای آنها باشد. اشاره او به بدنه جوانتر سپاه و بسیج است که علاوه بر آنکه نظام خود را رو به پایان می‌بینند، بر خلاف نسل قدیم تر نظام خود را فاقد نقشی جدی در اداره امور می‌یابند، ناامیدی می‌تواند آنها را از نظام جدا کند، قالیباف می‌خواهد جلوی این ناامیدی را بگیرد.
جذابیت
قالیباف مجری ۳۷ ساله جهان آرا را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید اگر شما در برنامه «جهان آرا» نباشی «توییت شما را کسی نمی‌خواند مگر اینکه حرف ضد انقلابی بزنید». قالیباف می‌خواهد نشان دهد که درد جوانترها در ولایت فقیه را دریافته است اما باز هم یک اعتراف تاریخی می‌کند: اگر کسی حرف ضد انقلابی بزند جذابیت دارد.
یعنی اگر کسی با ولایت فقیه مخالفت کند مخاطب پیدا می‌کند.
پس برای آنکه جوانترهای خلافت اسلامی! به سمت «حرف ضد انقلابی نروند» باید آنها را وارد کارها کرد زیرا «جوانان می‌گویند ما در تصمیم سازی نقشی نداریم در تصمیم گیری هم کاری نمی‌توانیم بکنیم».
لبه تیز
قالیباف لبه تیز شمشیر را به سمت نسل قدیمی تر می‌گیرد و با این عبارات به پیش می‌رود: «اصول گرایان اهل گفتگو نیستند». «اصول گرایی خود انتقادی ندارد.» « اصول گرایان با مردم نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند».
حرف نو!
اما قالیباف چه حرف نویی برای این تحول! درونی جناح خامنه ای در چنته دارد؟ قالیباف می‌گوید: «مصداق شعار مرگ بر آمریکا کار است کار است کار است».
مفهوم کار چیست؟ «حضرت امام گفت کاری را که مردم انجام می‌دهند دولت ها انجام ندهند الان اینطور نیست چرا خصوصی سازی نمی‌شود حتما مدیران منافع دارند».
بعد از شکست خمینی در جنگ با عراق و بازگشت خیل نیروهای سرخورده سپاه و بسیج از جبهه ها، هاشمی رفسنجانی چاره را در سوق آنها به سمت مواهب زندگی یافت و اعلام کرد چرا حزب اللهی ثروتمند نباشد و ... حال قالیباف بعد از سرکشیدن جام زهر اتمی توسط خامنه ای، بعد از شکست جناح او در سیرک انتخابات، بعد از اجتماعی شدن دادخواهی قتل عام شدگان تابستان ۶۷ که توسط نسل قدیمی تر نظام قتل عام شده اند، بعد از تحریم های تصویب شده در مجالس آمریکا علیه سپاه و بعد از همه شکست هایی که بزرگان! نظام را نیز از آینده آن ناامید کرده است، می‌خواهد نسل جوانتر نظام را به صحنه بیاورد تا از ریزش آنها در برابر تندبادهای داخلی و بین المللی جلوگیری کند، تا آنها را در جایگاه صاحبان و مسئولان نظام بنشاند تا مگر به وسیله آنها بتواند خلافت را در بحران های پیش رو حفظ کند. از همین رو است که خطاب به قدیمی ترهایشان می‌گوید: «بزرگی بزرگان بیشتر دانسته خواهد شد که راه را برای جوان ها باز کنند».
بی آیندگی
گردش نسل ها در هر نظامی امری پذیرفته شده و ضروری است که بدون آن بالندگی و تداومی در کار نخواهد بود اما یک شرط در این میان وجود دارد؛ خود آن نظام قابل تدوام باشد. اما خلافت اسلامی! حاکم بر ایران بیشتر علامت افول می‌دهد تا عروج.