برخی در جناح خامنهای و روحانی بر این باورند که احمدینژاد به دنبال نقشی برای خود در دوران پس از «جمهوری اسلامی»ست.
ضد هستیم
بهدنبال نامه احمدینژاد به خامنهای و خواست او برای انجام اصلاحات فوری در دفتر خامنهای [نامه احمدینژاد به خامنهای؛ خامنهای به موضوع نزاع در درون قدرت حاکم تبدیل میشود] او در نامه دیگری که در سایت دولت بهار به تاریخ ۸ اسفند منتشر کرد، نوشت: «نامه اخیر به مقام معظم رهبری ترسیم کننده افق جدیدی برای برونرفت از شرایط بغرنج و پیچیده امروز کشور است. برخی طی روزهای اخیر گفتهاند احمدینژاد منحرف شده است، اگر آنها معیار تشخیص انحراف هستند، لازم است بگویم که انحراف بهمعنی چند درجه اختلاف است، این در حالی است که ما با این افراد چند درجه اختلاف نداریم، بلکه «ضد هستیم» و در نقطه مقابل قرار داریم»
خاری در چشم
او که زمانی با حمایت خامنهای برای دو دور به ریاست جمهوری نظام رسیده بود و خامنهای نظر او را به نظر خودش نزدیکتر از نظر دوست و شریک قدیمیاش هاشمی رفسنجانی دانسته بود، اکنون به خاری در چشم و استخوانی در گلوی خلافت اسلامی! تبدیل شده است. آنها از یک طرف میدانند که قرار دادن احمدینژاد در موضع و موقعیت خارج از نظام میتواند در سرمایه اجتماعی باقی مانده برای تمامیت خلافت اسلامی! نقصانی دیگر ایجاد کند. و از دیگر سو نمیتوانند از کنار او بیتفاوت عبور کنند.
از اینرو جناح خامنهای ضمن اعمال فشار بر احمدینژاد و دوستانش با احتیاط با پروندهی او برخورد میکند. حسین شریعمتداری، نماینده خامنهای در کیهان در ۹ اسفند نوشت: «امروز هم اشعثها هستند و مثل همان اشعثها نق میزنند، یکی تسلیم شدن در مقابل آمریکا را سیاست هوشمندانه! جا میزند، آن دیگری نامه به علی زمان را سرگشاده مینویسد که دیگران هم ببینند و تحسینش کنند».
به این ترتیب او جناح روحانی و احمدینژاد را در برابر خط خامنهای قرار میدهد.
محمدرضا باهنر از پشتیبانان قدیمی احمدینژاد نیز کوشید به او هشدار بدهد، او گفت: «احمدینژاد در رفتارهای خود تجدید نظر کند موضوع احمدینژاد هر از چند گاهی سر زبانها میآید و شاید یکی از موضوعات ایشان این است که همواره در آنتن باشد. برای برخورد با یک مقام باید استدلالها قوی و افکار عمومی آماده باشد و در برخورد باید مواظب سرمایه اجتماعی هم باشیم؛ چون ممکن است برخورد خشن و یا بدون در نظر گرفتن افکار عمومی سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد».
از اینرو جناح خامنهای ضمن اعمال فشار بر احمدینژاد و دوستانش با احتیاط با پروندهی او برخورد میکند. حسین شریعمتداری، نماینده خامنهای در کیهان در ۹ اسفند نوشت: «امروز هم اشعثها هستند و مثل همان اشعثها نق میزنند، یکی تسلیم شدن در مقابل آمریکا را سیاست هوشمندانه! جا میزند، آن دیگری نامه به علی زمان را سرگشاده مینویسد که دیگران هم ببینند و تحسینش کنند».
به این ترتیب او جناح روحانی و احمدینژاد را در برابر خط خامنهای قرار میدهد.
محمدرضا باهنر از پشتیبانان قدیمی احمدینژاد نیز کوشید به او هشدار بدهد، او گفت: «احمدینژاد در رفتارهای خود تجدید نظر کند موضوع احمدینژاد هر از چند گاهی سر زبانها میآید و شاید یکی از موضوعات ایشان این است که همواره در آنتن باشد. برای برخورد با یک مقام باید استدلالها قوی و افکار عمومی آماده باشد و در برخورد باید مواظب سرمایه اجتماعی هم باشیم؛ چون ممکن است برخورد خشن و یا بدون در نظر گرفتن افکار عمومی سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد».
پس از «جمهوری اسلامی»
در کارزار درونی جناح خامنهای، خامنهای برخی از یاران سابق احمدینژاد را نیز به صحنه کشاند که علیه او اعلام برائت کنند. محمدعلی رامین معاون وزارت ارشاد و مشاور مطبوعاتی احمدینژاد در روز ۸ اسفند ۹۶ «سبک نگارش نامههای احمدینژاد را تقلیدی از بیانیههای مسعود رجوی خطاب به خمینی» دانسته و گفت: احمدینژاد بهدنبال انتقام از نظام به هرقیمتی است و خودش را مهیای طرد کامل از نظام کرده تا نقش یک اپوزیسیون تمامعیار را به عهده بگیرد. رامین خاطرنشان میکند: «رئیسجمهور سابق یکجا راه را به خطا رفته و اشتباه وحشتناک او این است که (فکر میکند) اگر نظم نظام را متزلزل و موجبات تحریک احساسات مردم را برای ارضای زیادهخواهان جهانی فراهم کند او را بهعنوان آلترناتیو نظام خواهند پذیرفت».
به این ترتیب در میان جناح خامنهای این بحث جای خود را باز میکند که موضوع پایان نظام بر مواضع احمدینژاد بیتأثیر نبوده است؛ آنچه به نظر میرسد برخی در جناح روحانی نیز با آن همنظر هستند؛ روزنامه ابتکار در ۹ اسفند نوشت: «به نظر میرسد مشاوران و نزدیکان احمدینژاد از مدتها پیش پروژه عبور از جمهوری اسلامی ایران را کلید زده و در پی ایفای نقش در میدان «پساجمهوری اسلامی» هستند. عملکرد و رفتارهای احمدینژاد در ماههای اخیر حکایت از آن دارد که تئوریسینهای حامی او به این باور قطعی رسیدهاند که جمهوری اسلامی توان ادامه حیات نداشته و لازم است برای روزگار پس از این نظام ترفندی بیندیشند و جایی برای خود در ماشین قدرت، پس از فروپاشی نظام دست و پا کنند»
به این ترتیب در میان جناح خامنهای این بحث جای خود را باز میکند که موضوع پایان نظام بر مواضع احمدینژاد بیتأثیر نبوده است؛ آنچه به نظر میرسد برخی در جناح روحانی نیز با آن همنظر هستند؛ روزنامه ابتکار در ۹ اسفند نوشت: «به نظر میرسد مشاوران و نزدیکان احمدینژاد از مدتها پیش پروژه عبور از جمهوری اسلامی ایران را کلید زده و در پی ایفای نقش در میدان «پساجمهوری اسلامی» هستند. عملکرد و رفتارهای احمدینژاد در ماههای اخیر حکایت از آن دارد که تئوریسینهای حامی او به این باور قطعی رسیدهاند که جمهوری اسلامی توان ادامه حیات نداشته و لازم است برای روزگار پس از این نظام ترفندی بیندیشند و جایی برای خود در ماشین قدرت، پس از فروپاشی نظام دست و پا کنند»
آثار قیام
آثار قیامی که از ۷ دی آغاز شد، خود را در پهنههای مختلف نظام نشان میدهد. نشانههای بسیاری وجود دارد که اجزای خلافت اسلامی! به طور جدی مشغول به فکر کردن و طراحی برای پس از پایان نظام مقدس! هستند؛ شاید احمدینژاد تصور کرده است که میتواند در این وادی جلودار نیروهای درون نظام باشد؛ البته شاید هم بتوان کماکان بر این تحلیل پای فشرد که او برای به دست گرفتن هژمونی در جناح خامنهای و نشاندن خود بر کرسی تنها نجات دهندهی «جمهوری اسلامی» پایمیفشارد.
آنچه مسلم به نظر میرسد، پیشی گرفتن تحولات از تصمیمگیری بازیگران است.
مارا درحساب های زیر دنبال کنید
توئیترkhozestan_khoro@
کانال تلگرام khozestan_khorosh@
ادمین کانال تلگرام manouch_ra@آنچه مسلم به نظر میرسد، پیشی گرفتن تحولات از تصمیمگیری بازیگران است.